Daisypath Anniversary tickers Lilypie Second Birthday tickers یه روز سرد بارونی + خونه تکووونی - ▪•●اســـــمارتیـــــــــس●•▪
X
تبلیغات
رایتل

الووووو.... 

صدای منو از یه خونه ی تمیز و تکونده شده میشنوید !! 

بلهههه... 

امتحانات همسر تموم شد و بلافاصله خونه تکونی رو شروع کردیم 

فرشا رو دادیم قالیشویی برای شستشو و خودمون شروع کردیم به تمیز کردن کف و دیوارا و .... 

پرده ها رو در آوردیم و شستیم فقط مونده همسر ببرشون اتوشویی که صافه صاف بشن 

روز سه شنبه که عید بود و چهارشنبه پسرک رو گزاشتیم خونه ی مادر همسر و خودمون مشغول شدیم 

بعد شستشو هم نوبت کمد تکونی بود......یعنی واقعا کار سختیه ها !!  

دو طبقه ی کمد رو ریختم بیرون و دوباره چیدم ... 

کلی هم هر دفعه فکر میکنم که آخه چرا این همه روز پاتختی برام ظرف و ظروف و بلور و این چیزا آوردن ؟!! 

سه طبقه ی بزرگ از کمدام رو این هدایا پر کرده ....نه خودم لازم دارم نه کاریش می تونم بکنم ! 

 

خلاصه اصل خونه تکونی تموم شده 

دیگه فقط مونده یه سری کارای خرده ریز  

ولی خوب دست راستم داغونه داغونه !! 

 

احتمالا برا اسفند دو تا مهمونی دارم 

یکی پاگشای جاری و اون یکی هم دوره ی دوستام 

هر روز هم یه منوی جدید تو ذهنم براشون می چینم و فردا یه منوی دیگه !!! 

 

 برم که دو تا بستنی کاکایویی نصفه شبی انتظارمونو میکشه ! 

   

 راستی امروز کلی زیر بارون راه رفتم ....توفیق اجباری !! 

 ظهر پسملی خواب بود نخواستم بیدارش کنم ماشین رو گزاشتم برای همسر 

 کلاسم که تموم شد دیدم وحشتناکککک بارون میاد ! 

کلی تو صف اتوبوس نشستم تو سرما 

آخرشم اون اتوبوس مورد نظر نیومد و از شدت سرما مجبور شدم ماله یه مسیر دیگه رو سوار شم و یه مقدار از راه رو پیاده برم 

که خوب خیس ِ آب شدم !!   

فقط خدا رحم کرد بوت هامو پوشیده بودم...موقع رفتن یه لحظه وسوسه شدم کفش بپوشم

ولی در کل خوب بود....تنوعی بود برا خودش !

???? ???????

mouse code

?? ????