مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینههای اضافی فقط با این نرمافزار تمام شبکه ها را ببینید |
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
نمی دونم روزی چند بار سفیدی گلوی پسرک رو می بوییدم و می بوسیدم
می دونم که چند روزی است که نمی تونم
و تنها با چشمهای خیس و بغضی که تو گلوم خونه کرده فقط نگاهش می کنم
و زمانی که شیر می خوره به بانویی فکر می کنم که لبهای خشک فرزندش رو می بینه و شیری نداره که سیرابش کنه
به فرزندی که از بی حالی رمقی نداره که گریه کنه
به آقایی که همه ی آب های عالم مهریه ی مادرش هست و حالا به اندازه ی سیراب کردن یه بچه ی 6 ماهه هم این آب رو ازشون دریغ کردن
به اون لحظه ای که یک کف از خون پسرک رو به آسمان می ریزه و یک قطره اش به زمین برنمی گرده
به لحظه ای که پسرک رو به جای تحویل دادن به مادر به پشت خیمه ها می بره و به خاک می سپاره
.
.
.
.
یا رباب !
امسال بیشتر از هر سال دلم پیش شماست
پسرکم فدای پسر نازنین شما
با اجازه ی تان پسرک را سیاه پوش پسرتان کردم...
دو تا مرغ گرفتیم
آقاهه رونها رو جدا در آورد و بقیه اش رو از استخون جدا کرد
رونها رو فریز کردم بقیه اش رو هم همسری نصف جوجه در آورد نصف چرخکرده
3-4 کیلو هویج برا آب گیری و کنار همون مرغه
دو تا کاهو
سیب زرد که نداشت و امشب خریداری میشه
یک بسته بیسکوییت جعبه ای مینو با طعم نارگیل
سیب زمینی و پیاز که داریم
خیارم که فعلا میل ندارم !!
** اینا لیست مواد غذایی مجاز دو هفته ی آتی من و پسرکه !!
** چند وقتیه فهمیدم پسرک به یه سری مواد غذایی حساسیت داره
از جمله پروتیین گاوی
بنابراین کلا محصولات گاوی ممنوعه !!
حتی شیرینی، کیک و بیسکوییت و هر چیزی که توش شیرخشک به کار رفته باشه
** بعد دو هفته قطع مصرف مواد گاوی و شکلات و کاکایو به دستور پزشکش همچنان حساسیت با دوز پایین پا برجاست
بنابراین با تحقیقات خودم رژیم رو محدود کردم به مواد غذایی بالا!
** یک هفته طول کشید آزمایش بدیم یک هفته طول کشید جوابش بیاد یک هفته طول کشید تا دکتر انتخاب کنم !
حالا دکتر مربوطه تا آخر ماه وقتهاش پره و قراره هفته ی دیگه اگه خدا بخواد بین مریض ما رو بپذیرن !
** تو این مدت برا خودم یه دکتری شدم که بیا و ببین !
یه چیزایی از مواد غذایی و درصد آلرژن بودنشون می دونم که نگو ...
ترکیبات بیسکوییت ها و کیک ها و غیره رو هم از بس خوندم یاد گرفتم !
** رژیم مربوطه بعد چند وقت کم کم از بین میره ولی ممنوعیت یه سری چیزا حالا حالا ها برقراره
دلم می خواد قبل از اینکه پسرک به عقل برسه و دلش چیزی رو بخواد خوبه خوب شه
** پارسال این روزای محرم رو خونه ی پدری بودم
تازه اوایل بارداریم بود و حالم وحشتناک بد بود سر کار هم باید می رفتم
امسال هم لطف خدا شاملم شده و نگهداری از پسرک به عهده ی منه
تو خونه ام متاسفانه چیزی از حال و هوای محرم نمیشه فهمید
این روزا هر کی رفت مراسم عزاداری یادی از من و پسرک هم بکنه
سخت محتاج دعاییم !!
انقدر به بهانه ی پسری مهمون بازی می کنیم که گذر روزا رو نمی فهمیم !
انقدر نازش خریدار داره که نگوووووووو
انقدر خوردنی شده که دلت می خواد بچلونیش
پسرک 5 ماهه شد و من اصلا باورم نمیشه که پارسال این موقع ها تازه فهمیده بودم باردارم
و همش خدا رو شکر می کنم که دوره ی بارداریم به سلامتی و خوشی گذشت
و الان پسرک شیرین ترین جزء زندگیمونه
انشاالله همه این روزا و حس ها رو تجربه کنن
یه ماهیه که به پهلو می چرخه و تا حالا یک بار هم غلت زده
برا گرفتن اسباب بازیاش فوق العاده تلاش می کنه و تقریبا می تونه تو دست بگیرشون
به زبون خودش حرف می زنه !! خصوصا با اسباب بازیاش
خنده های صدا دار می کنه
نزدیکان رو می شناسه و از غریبه ها تشخیص میده ولی خوشبختانه هنوز غریبی نمی کنه
اگه بیوفته رو دنده ی لج هیشششششکی نمی تونه آرومش کنه
چشاشو می بنده و جیغ می زنه
البته باز اینجور مواقع اگه مامانم باشه می تونه یه جورایی آرومش کنه !!
عاشق لوستره ! خونه ی هر کی می ریم کلی لوستر رو برانداز می کنه !
رنگ قرمز رو دوست داره
عاشق بیرون رفتن و محیط بازه
عاشق تاب بازیه
عاشق اینه که تو بغل رو به جلو بگیریش و تو خونه دور بزنی تا همه چیز رو خوب ببینه و وارسی کنه !
همچنان وقتی خوابش می یاد همه ی تلاشش رو می کنه که چشماشو باز نگه داره و نخوابه!
اینم شرح حال پسرک در 5 ماهگی !
ادامه مطلب ...


