Daisypath Anniversary tickers Lilypie Second Birthday tickers هفته ی 18 - ▪•●اســـــمارتیـــــــــس●•▪
X
تبلیغات
رایتل

سلااااااااااام 

اگه یادم نره ازین به بعد هفته های کنجد رو می نویسم چون پست های قبلی رو که نگاه می کنم یادم نمیاد چقدی بوده 

دیگه بعد ماجرای خرید ، دیروز رفتم پیش دکترم و طبق گفته ی سونوگرافیست و دکتر خودم برا 21 اسفند هم دوباره وقت سونو گرفتم که باز کنجد رو مشاهده کنیم 

دکی هم تا منو دید گفت باز رنگ و رو نداری حس می کنم داری کم خون میشی برات آهن می نویسم  

انگار تهوع هم هنوز داری برا اونم قرص می نویسم 

حالا اینا قبل این بود که بگم سرگیجه و اینا دارم که خودش از رنگ رخسارم فهمید 

بعد ضربان قلب کنجد رو هم چک کرد و گفت نرماله 

شکم اینجانب رو هم فرمودن رشدش خوبه 

تا اینجا 2 کیلو 600 اضافه کردم 

یه چیزی بگم  

شلوار بارداریم رو هم ازین هفته افتتاح کردم 

آخه دیگه با کنجد داشتیم درگیر می شدیم 

اون شلوار لی دیگه جاش رو تنگ می کرد و هی ازین ور دلم به اون ور قل می خورد و سر کلاس تمرکزم رو بهم می ریخت 

دیگه چند روزه حرکتاش منظم شده 

قبلا گه گداری حس اش می کردم ولی الان خواب و بیداریش رو می فهمم 

چند ساعت خوابه بعد بیدار میشه چند دقیقه هی وووووول میخوره دوباره چند ساعت می خوابه 

احساسم اینه که خیلی شیطونه 

چون وقتی بیداره آروم و قرار نداره 

این تکوناش هم یه وقتا شیرینه یه وقتا چندش آور 

انگار یکی داره تو دلت رو خراش میده   

 

خلاصه شلوار بارداری پوشیدن همانا و شبیه حا_مله ها شدن همان !! 

شکمم یهو اومده جلو انقد که جمعه که رفتم خونه ی مامی با اینکه یکشنبه منو دیده بودن یهو تعجب کردن 

الا و مانا هی منو نگاه می کردن هی می خندیدن که چرا یهو !! شکم دار شدی !!  

 

جمعه هم سرمون شلوغ بود نه به بعضی وقتا که هیچ خبری نیست نه یه وقتا که یهو همه چی با هم میشه 

عزیز و خاله کوچیکم از کربلا اومده بودن و قرار بود بریم دیدنشون   

بعد اونجا هم خونه ی پدر شووری دعوت بودیم به بهانه ی تولدشون و مراسم کیک خورون داشتیم 

دیگه اینکه پدر شووری تو یه مغازه ی لباس بچه ، یه ست نوزادی دیده بود و خوشش اومده بود 

به من گفت بریم اونو ببین اگه دوست داشتی بگیریم 

آخه کنجد از دو طرف نوه ی اوله و خلاصه خیلی عزیزه  

دیگه با مادرشوور و پدر شوور و صفا رفتیم و دو تا مدل رو خوشمون اومد یکی رو سایز صفر و یکی رو یک گرفتیم 

البته من از هر کدوم 5 تکه ی لازم رو برداشتم اینجوری بهتر و به صرفه تر شد 

فقط برا نوزادی کلاه و دستکش و جورابش رو هم گرفتم 

یه سرهمی تابستونه تا زانو هم داشت با کلاه ملوانی که اونم گرفتیم 

فعلا دور ، دوره کنجده !! 

حالا اگه خودم بودم باید کل تهران رو زیر پا می زاشتم تا یه چیزی براش بگیرم 

ولی با مرد جماعت که میری اولین مغازه سه سوت خرید میکنی !! 

البته خیابون گردی های خودم و مامانم مونده  

منتظرم کلاسام تموم شه یکی دو جا قبل عید بریم سر فرصت بگردیم بقیه اش هم بعد عید  

گرچه تصمیم ام اینه که زیاد خودمون رو اذیت نکنم و زودی یه چیزی انتخاب کنم ولی نمی دونم چقدر تو این زمینه موفق باشم 

فعلا همینا

 

???? ???????

mouse code

?? ????