Daisypath Anniversary tickers Lilypie Second Birthday tickers مهمونی - ▪•●اســـــمارتیـــــــــس●•▪
X
تبلیغات
رایتل

یکشنبه یه مهمونی زنونه داشتم 

مامان و خواهریا با مادر بزرگ و خاله هام و عروس خاله ها 

تقریبا هر هفته یا دو هفته در میون بعد از ظهر تا غروب خونه یکی جمع می شیم و معمولا خونه مامانا میریم و من و دو تا عروسا هر صد سال یه بار ! صاحبخونه میشیم 

بنده ی خدا ها خیلی ملاحظه مون رو می کنن 

خلاصه چشتون روز بد نبینه 

یعنی خونه مون تو این مدت سه چهار ماه گذشته رسما ترکیده بود!!  

فقط تمیز کاری ظاهری می کردم اصلا توان اینکه بخوام به صورت باطنی و درست حسابی تمیز کاری و جمع و جو کنم رو نداشتم 

اینه که تقریبا خونه رو تکوندم 

البته به جز پرده ها و فرش که می مونه برا عید با یکی از کمد دیواریها

بوفه رو هم رفتم تمیز کنم یه طبقه ی بالا رو گردگیری و تر و تمیز کردم دیدم دیگه بقیه اش رو نمی تونم 

آخه باید دلا شی توش تا اون زوایای مخفیش رو تمیز کنی که دیدم کار من نیست 

جارو برقی ام اتاق خواب رو کشیدم باز دلا شدم زیر تخت رو کشیدم که دیدم اینم از عهده ی من خارجه 

بقیه اش رو صفا کشید 

ولی خوب آشپزخونه و گلاب به روتون برق افتاد 

الان انقدر وجدانم راحته که نگوووووووووو  

مهمونا هم که دستشون درد نکنه 

وقتی رفتن انگار هیشکی نیومده 

همه چیز رو خودشون جمع و جور کردن و شستن 

 

بعد اینکه من همچنان ظاهرم خیلی تغییر نکرده و هنوز کسی نمی فهمه باردارم 

خودم فکر می کنم چون فعالیتم زیاده از طرفی غذا هم که تا حالا به خاطر تهوع نمی تونستم بخورم  

البته به نوع قرار گرفتن نی نی و بدن هر کس هم بستگی داره 

   

** می بینم که خیلیاتون درست حدس زدین کنجد جوراباش آبیه یا صورتی  

( این اصطلاح خاله مریم و آقا محسنشه ) 

ببینم احیانا از قیافه ام فهمیدین چیه ؟ 

 

** پست قبلی هم جدیده 

 

???? ???????

mouse code

?? ????