Daisypath Anniversary tickers Lilypie Second Birthday tickers تولد مامی - ▪•●اســـــمارتیـــــــــس●•▪
X
تبلیغات
رایتل

دیروز تولد مامان بود 

یکشنبه صبح با الا رفتیم باشگاه ثبت نام کردیم 

سه کیلو اضافه شدم Libra

اینه که گفتم جلوش رو هر چه زودتر بگیرم 

بعد باشگاهم رفتیم یه چند جا چیزای خوگشل دیدیم و اینو انتخاب کردیم 

 دو تا ازش گرفتیم چون مامی چند وقتی بود دنبال یه گل کوچولو و خوشگل برا پذیرایی بود  

البته دو تا جا شمعی نازم گرفت که نیومده خونه گفت نه !!  

گل دوست دارم !!  و گذاشتشون یه جای دیگه....

با یه کیف پول که الا زحمت خریدش رو به عهده گرفت که البته عکس یادم رفت ازش بگیرم 

قسمت خوشمزه ی ماجرا شام شب و کیک بود 

که مامی دلمه درست کرده بود و من از ظهر که رفتم عطرش تو خونه پیچیده بود  

و کلا مدهوش بودمSigh  1 و 2 و 3  

اونم دستای صفاست که قند تو دلش آب شده می خواد من عکس بگیرم دلمه ها رو بخوره

عصرم رفتیم خونه ی خاله مهمونی زنونه  

موقع برگشتن رفتیم کیک بگیریم  

دو تا قنادی رفتیم که کیک هاش رو نپسندیدیم 

مامان و مانا رو گذاشتیم خونه و رفتیم" قا قا لی لی " 

من عاشق کیک و شیرینی هاشم  

کیک و گرفتیم و آوردیم خونه 

ازونجاییکه روکش کیک قهوه ای سوخته بود فکر کردیم کاکایو هست 

بعد که اومدیم خوردیم دیدیم مرببببببببببببببببا است !!! 

خلاصه خوردیم و نق زدیم  

موقع برگشتنم مامی دلمه و کیک همراهمون کرد ( این همراهی رو  از صحرا یاد گرفتم) 

و بسی خوشبخت شدم چون ناهار فردام  آماده بود  

 

** جمعه با خاله و دایی ها و پسر خاله ها رفتیم پارک آب * و * آتش 

اینقدر خوش گذشت که نگووووووووو 

اینجور وقتا برا شام هر کی یه چیز میاره و بیشترم غذاهایی مثل کوکو و الویه و سوسیس و... 

منم کدبانو شدم یه عالمه الویه درست کردم  

منتها لحظه ی آخر بابا زنگ زد که ما داریم راه می افتیم  آماده باش 

منم نفهمیدم چقد نمک زدم یعنی احتساب شوری خیار شور و سوسیس رو نکردم 

از طرفی هر چی آب مرغ بود رو خالی کردم توووووووووش  

خلاصه رفتیم اونجا این الویه ی ما از حد استاندارد یه کم شل تر بود  

و  روی نون به سختی بند می شد

اینه که شد سوژه ی خنده ی دایی ها و کلی باهاش جوک درست کردن و خندیدیم  

خانوم پسرخاله هم الویه درستیده بود  

مال اون برعکس یه کوچولو سفت بود 

اینه که می گفتن این دو تا رو با هم مخلوط کنین 

احتمالا یه الویه ی نرمال حاصل میشه !!!  

(ولی یه مقداری تو یخچال گذاشته بودم شب که اومدم خودش رو گرفته بودا

قبل شام ام صفا و پسرخاله رفتن ونک ازونجا بستنی مگنوم و سالار خریدن آوردن 

به نیت شیرینی ماشینمون!! 

(آخه بستنی های پارک همش قیفی دستگاهی بود...) 

???? ???????

mouse code

?? ????