Daisypath Anniversary tickers Lilypie Second Birthday tickers دسته گل های تابستونی من + عکس های سفر - ▪•●اســـــمارتیـــــــــس●•▪
X
تبلیغات
رایتل

    من برگشتم !! 

 

اول اینکه اعیاد شعبانیه مباررررررررررک !! 

 

خوب ما قرار بود یکشنبه برگردیم که چون دو روز تعطیل شد سه شنبه بعد نماز صبح برگشتیم که به کلاس بعد از ظهرم برسم.... 

این وسط هم یه دسته گل گنده به آب دادم اونم این بود که.... 

گفته بودن جاهای دولتی تعطیله موسسه ی ما هم که دولتی نبود خصوصی بود ولی من همش فکر می کردم حتما خودشون تعطیل می کنن. 

روز یکشنبه خواستم زنگ بزنم ببینم دوشنبه کلاس برقراره یا نه ولی حسش نبود گفتم اگه خبری باشه خودشون زنگ می زنن.... 

دیگه اینکه خودشون زنگ نزدن منم گفتم قطعا تعطیله...خیال باطل 

شبم گوشیم خاموش بود تا 10 صبح.... 

کلاسمم کی بود 8:30 . girl_hide.gifسه شنبه که برگشتیم دیدم یه شماره ناشناس رو گوشیه خونه اس بعد کلی فشار آوردن به کله ی مباررررک و استمداد از شماره های موبایلم دیدم بعلهههههههه !! 

شماره آموزشگاه بوده. اونم 8:45 و 9:10 . 

فهمیدم که کلاس برقرار بوده و من برا خودم خوشحال و خندان اندر مسافرت بودم و نرفتم !! 

اونا ام یه ربع از کلاس گذشته کله ی صبحی گشتن دنبال استاد و آخر سرم سوپروایزر موسسه  رفته سر کلاسم، برا ساعت بعدم یکی رو گیر آوردن !! 

البته ظاهرا پیامک دادن به همه، مال من ازونجایی که لا به لای کوه های سربه فلک کشیده بودیم ، نرسیده. 

مهم نیست 150 درصد !! دقت کنید 150% نه 100 % !! بابت اون یک جلسه از حقوقم کم میشه !!Champagne

البته اونا چیزی نگفتن خودم با همکارا طبق اتمام حجت هایی که اول ترم کرده بودن !! به این نتیجه رسیدیم . 

سوپروایزرم کلی تحویلم گرفت و گفت دستت درد نکنه دوشنبه نیومدی !! 

کلی خندیدیم ...گفت اینجا هر بلایی از زمین و آسمون نازل شه تعطیل نمی شه !! سبز فک کن !! 

 

خوب این دسته گل اولم .... 

دومی یه خورده بهتر بود.... 

آخر کلاس که اومدیم با دوستم پایین که بریم خونه منشی محترمه برگشته میگه خانوم فلانی امروز فیلم نرفتین ؟؟؟ 

من و بگی مات و مبهوت موندم که مگه ما امروز جلسه ی فیلم داشتیم ؟؟ متفکر میگم پس چرا کسی  خبر نداد ؟؟ چرا کسی کلید و سی دی رو نیاورد ؟؟Whoop De Doo

می گه ما زمان هاش رو زدیم به برد دفتر !! کلیدم دست معلم قبلی بود نداد بهت ؟؟ 

می گم نه !! قبلنا یه خبر می دادین !!

این اون یکی موسسه بود البته....نمی دونم چرا تابستونی همه گیج می زنن !! 

اولیش که خودم !! سرخوش شدم رفته !! 

نه حس و حال برگه صحیح کردن دارم.....نه یادم میمونه اسامی غایب ها رو بنویسم !! وقتی ام می نویسم یادم میره به منشی ها بدم !!  میرم سر کلاس ضبط رو یادم میره ببرم !! 

یا اینکه می رم می بینم دو تا ظبط گرفتم دستم بردم سر کلاس !! یا کتابای یه ترم دیگه رو سر یه کلاس دیگه می برم !! یا ماژیک ها و تخته پاک کن رو جا می زارم whistling

و و و .....  

خوب از دسته گلای من که بگذریم می رسیم به عکسها .... 

تو ادامه مطلبه .... 

البته چون مدت موندنمون کم بود خیلی عکس نتونستم بگیرم و البته از همه فضاهای خوگشلش نشد فیض ببریم.... 

اینا بخش هایی از قشنگ ترین و آرامش بخش ترین جای دنیا برای منه..... 

هر وقت میرم اونجا یه بار دیگه مطمءن میشم هیچ جایی رو به اندازه ی اونجا دوست ندارم.... kiss.gif

خدا برسونه یه جای خوبش یه زمین چند هزار متری !! خریداری کنیم و با همسری یه خونه ی ناناز بسازیمgive_heart.gif و سرپرستی کلی مرغ و جوجه و اردک و ببعی و ....به عهده بگیریم سبز

 

 

 

  

  

  

این عکس از بالای یه تپه گرفته شده که پر از درختای تبریزیه و به خاطر همون درختا بهش میگن "اسپیدار "

 

اسپیدار  !! یکی از قشنگترین جاهای دنیاس !! که رو تنه ی بیشتر درختاش یادگاری نوشته شده ...

 

اینجا یه تنگه است که تهش یه آبشار قشنگ داره و آبی که ازین آبشار جریان داره محیط این تنگه رو پر از گل و گیاه و تیغ های خوشگل کرده....به بلندی صخره ها توجه کنید !!

   

  

جوی آب بالای تپه ی اسپیدار و کوه .....جلبک های قرمز داره و آب قرمز دیده می شه

 

ناهار اولین روز ما که تو خونه ی خاله بود و همه جمع بودن

  

چایی با پونه !! اختراع بابای من که مورد استقبال همه ی حضار واقع شد... 

البته ازین اختراع چند سالی می گذره و خودمون قبلا تست کرده بودیمش ،امسال رو نمایی شد !

 

نون های محلی که خاله ام درست کرد که البته به نرمی اون نون محلی یا نرسید چون با تنور نبود و رو گاز پزیده شد ...

???? ???????

mouse code

?? ????